نقش به حرام

لغت نامه دهخدا

نقش به حرام. [ ن َ ب ِ ح َ ] ( ص مرکب ) نقش حرام. کسی که دارای قد و قامت موزون باشد ولی بیکاره و تنبل بود. ( ناظم الاطباء ). کنایه از کسی که قدی و قامتی و ترکیبی دارد لیکن به غایت کاهل و هیچکاره بود و عوام کوده به حرام می گویند. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ).

جمله سازی با نقش به حرام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کس را جمال نقش به جز حسن حال چیست وان را که حسن حال نباشد کمال چیست

💡 بنابراین شهر لار در گذشته به عنوان یکی از بنادر داراب گرد، نقش به سزایی در اقتصاد منطقه داشته‌است. (فصلنامه تاریخ اسلام، سال هشتم، شماره مسلسل ۲۹)

💡 پس از اسلام از زمان تأسیس حکومت اسماعیلیان تا مشروطه مردم طالقان نقش به سزایی در تاریخ سرزمینمان داشته‌اند.

💡 زخم از مرهم گواراتر بود بر عارفان رخنه در زندان بود از نقش به، محبوس را

💡 ز آه عشق است بسی داغ به پیشانی من چه کنم؟ کز ازل این نقش به پیشانی بود

💡 در چنین بستری، شرکت سهامی زراعی خضری با تولید محصولات زارعی، دامی، باغی و لبنی شکل گرفته و نقش به سزایی در رونق اقتصادی مردم، تأمین نیازمندی‌های منطقه و ایجاد اشتغال داشته‌است.

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز