لغت نامه دهخدا
نعیم پاک. [ ن َ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از اعمال شایسته است که طاعت و عبادت باشد. ( برهان قاطع ). || نعمت و روزی حلال و طیب و طاهر. رجوع به نعیم شود.
نعیم پاک. [ ن َ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از اعمال شایسته است که طاعت و عبادت باشد. ( برهان قاطع ). || نعمت و روزی حلال و طیب و طاهر. رجوع به نعیم شود.
کنایه از اعمال شایسته است که طاعت و عبادت باشد ٠ یا نعمت و روزی حلال و طیب و طاهر ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جای آن زلف مده خیره بر آن عارض پاک دوزخی را نبود جای به جنات نعیم
💡 جنت ز تجلای جمال است منور فیض نظر پاک ز دیدار نعیم است
💡 نعیم پاک بستاند، چو کرد آلوده بسپارد نه شرم از آبدست آید نه ننگ از آب دستانش