لغت نامه دهخدا
نزهت سرا. [ ن ُ هََ س َ ] ( اِ مرکب ) نزهت ستان. جای انبساط و خوشی و سرور خاطر: از وحشت آباد عالم فانی به نزهت سرای جاودانی انتقال نمود. ( از حبیب السیر ).
نزهت سرا. [ ن ُ هََ س َ ] ( اِ مرکب ) نزهت ستان. جای انبساط و خوشی و سرور خاطر: از وحشت آباد عالم فانی به نزهت سرای جاودانی انتقال نمود. ( از حبیب السیر ).
نزهت ستن
💡 زد سراپردهٔ جلال برون سوی نزهت سرای دار سرور
💡 بیرون مرو ز منزل مردم نشین خویش ای منزل تو منظر نزهت سرای چشم
💡 به واصلان که به نزهت سرای قدس قدم ز عالم حدثان کرده اند حط رحال
💡 ای فخر دولت و شرف اندر سرای تو ون ناز و نزهت و طرب اندر کنار تو
💡 به اختیار ز نزهت سرای جان برخیز گران نگشته ازین خاک آستان برخیز