لغت نامه دهخدا
ناچارباش. ( ص مرکب ) و ناچار هست. ترجمه واجب الوجود است و آن را ناچار بایست نیز گویند و ناچاربا مخفف آن است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
ناچارباش. ( ص مرکب ) و ناچار هست. ترجمه واجب الوجود است و آن را ناچار بایست نیز گویند و ناچاربا مخفف آن است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
و ناچار هست ترجمه واجب الوجود است
💡 قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یا نُوحُ گفتند ای نوح اگر باز نهایستی ازین سخن، لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ (۱۱۶) ناچار از راندگان باشی و کشتگان بسنگ.
💡 باش مأنوس به یاری که نپرسد ز تو چیز هم نگوید به تو چیزی که نپرسی ناچار
💡 ناچار نامه اى به معاويه نوشتند كه قاصدى سخنور و حاضر جواب و رشيد از كوفهآمده، و از طرف على بن ابيطالب حامل نامه اى براى تو است، به هوش باش كه درجواب او چه خواهى گفت !