لغت نامه دهخدا
ناپاک دامن. [ م َ ] ( ص مرکب ) آلوده دامن. تردامن. بی عفت. ناپارسا.
ناپاک دامن. [ م َ ] ( ص مرکب ) آلوده دامن. تردامن. بی عفت. ناپارسا.
( صفت ) آلوده دامن بی عفت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو گشتم کشته در راهت ز من دامن کشان مگذر مباد از خون ناپاک من آلاید تو را دامن
💡 به گل علاقه زین تن ناپاک ای نفس! دامن چو گردباد، چه بر خاک میکشی؟!
💡 الهی نگیری به ناباکیم که آلوده دامن ز ناپاکی ام
💡 اندیشه کجا دارم، از تهمت ناپاکان چون دامن ما پاکست، آلوده نخواهد شد