می بر سر بهار

لغت نامه دهخدا

می بر سر بهار. [ م َ / م ِ ب َ س َ رِ ب َ ] ( اِ مرکب ) یکی از آهنگها و الحان موسیقی است:
بلبل به زخمه گیرد می بر سر بهار
چون خواجه خطیر برد دست را به می.منوچهری.و رجوع به ذیل آهنگ شود.

فرهنگ فارسی

یکی از آهنگها و الحان موسیقی است

جمله سازی با می بر سر بهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل می بری ز دست حریفان عشق خود بیش از دو زلف گرچه ز یک موی کمتری

💡 عرق نشسته ز می بر عذار نازک او چنانکه بر ورق یاسمین گلاب زده

💡 رنگ حیا ز شوخی می بر رخت شکست لبریز باده شیشهٔ ناموس را مکن

💡 لیک کی دانی که آن رنج خمار از کدامین می بر آمد آشکار

💡 نه همی تنها دل ودین از کف من می بری دین ودل از دست هر شیخ وبرهمن می بری

💡 ردای سرخ ز می بر سر عصا بندم گدا که غرقه به می شد چنین علم دارد

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز