می الود

لغت نامه دهخدا

( می آلود ) می آلود. [ م َ / م ِ ] ( ن مف مرکب ) می آلوده. آلوده به شراب:
عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود
کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد.حافظ.حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود
ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را.حافظ.|| مخمور. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( می آلود ) می آلوده آلوده به شراب

جمله سازی با می الود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیک بخت آنکه کند مست و خرابش گه هوش از لب لعل می آلود تو بویی که زند

💡 حافظ به خود نپوشید این خرقهٔ می آلود ای شیخ پاک دامن معذور دار ما را

💡 از خرقه می آلود غم نیست در خرابات گر در طریق رندی پاکست اعتقادت

💡 در قتل من لبان می آلود خویش را زین بیش در شکنجه دندان روا مدار

💡 دوش آن لعل می آلود مرا سرخوش داشت شیخ پنداشت که مستیم زماء العنبست

💡 عیبم بپوش زنهار ای خرقهٔ می آلود کاین پیرِ پاک دامن بهر زیارت آمد

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز