مکتبدار، که در منابع لغوی مانند آنندراج به سادگی معلم تعریف شده، نقشی بنیادین در نظام آموزشی سنتی ایفا میکرده است. این عنوان ترکیبی (اسم مرکب) بیانگر جایگاه فردی است که مسئولیت آموزشهای پایهای و مقدماتی را بر عهده داشته است. وظیفه اصلی مکتبدار، برقراری نخستین پل ارتباطی میان کودک و دنیای علم و سواد بود. این نقش، فراتر از یک آموزگار ساده بود، زیرا مکتبدار به عنوان متولی اصلی آموزش سواد خواندن و نوشتن، پایههای اخلاقی و اجتماعی دانشآموزان را نیز شکل میداد و محیطی را فراهم میآورد که در آن، اصول اولیه فرهنگ و ادب ایرانی به نسلهای آینده منتقل میشد.
بر اساس تعاریف فرهنگنامههایی چون ناظمالاطبا، دایره وظایف مکتبدار شامل آموزش مهارتهای اساسی نظیر خواندن، نوشتن و جز آن بوده است. این جز آن اشاره به مباحث مقدماتی دینی، محاسبات ابتدایی، و احیاناً خوشنویسی (نستعلیق یا شکسته) دارد که لازمه ورود به مراحل بالاتر تحصیل یا انجام امورات روزمره تجاری و اداری بود. مکتبدار، برخلاف مدرسان سطوح عالی، با مخاطبانی خردسال سروکار داشت و نیازمند صبر، دقت و توانایی در سادهسازی مفاهیم بود تا اطمینان حاصل شود که تمامی کودکان، فارغ از پیشینه خانوادگی، به ابزارهای لازم برای مشارکت در جامعه دست مییابند.