لغت نامه دهخدا
موش کش. [ ک ُ ] ( نف مرکب ) هر دوا که برای کشتن موش به کار رود. داروی کشنده موش. مرگ موش. ( یادداشت مؤلف ).
موش کش. [ ک ُ ] ( نف مرکب ) هر دوا که برای کشتن موش به کار رود. داروی کشنده موش. مرگ موش. ( یادداشت مؤلف ).
هر دوا که برای کشتن موش به کار رود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمورها جانورانی همهچیزخوار هستند و سنجاب، موش، خرگوش، پرندگان، حشرات و تخم پرندگان به همراه دانهها و میوهها و لاشه از منابع غذایی این جانوران هستند.
💡 پراگنده شد غارت و جنگ و موش نیاید همی جوش دشمن به گوش
💡 گربه و موشی بر آن تخته بماند کارشان با یکدگر پخته بماند
💡 نامزد جایزه برگزیده کودکان محبوبترین بازیگر مرد مجموعه تلویزیونی برای سریال موشهای آزمایشگاهی - سال ۲۰۱۷
💡 سالی رَسماوسِن(پاتریشیا دریک): رقیب جرونیمو و سر دبیر روزنامه موش ها است.او مغرور،پر افاده، مکار و دروغگو است.سالی اغلب به زیردستانش،ستم می کند.او حاضر است برای یک خبر داغ،هر کاری بکند.در فصل ۳ در یکی،دو قسمت،یک اتحاد نصفه و نیمه بین سالی و جرونیمو بوجود آمد.
💡 ۲۱. موش و گربه و باقی دوستانا (داستان کودک و نوجوان)