لغت نامه دهخدا
مه مثال. [ م َه ْ م ِ ] ( ص مرکب ) همانند ماه. ماه وش. ماه سان. چون ماه در زیبایی. زیباروی:
من دست به شاخ مه مثالی زده ام
دل دادم و پس صلای مالی زده ام.خاقانی.
مه مثال. [ م َه ْ م ِ ] ( ص مرکب ) همانند ماه. ماه وش. ماه سان. چون ماه در زیبایی. زیباروی:
من دست به شاخ مه مثالی زده ام
دل دادم و پس صلای مالی زده ام.خاقانی.
همانند ماه ماه وش ماه سان چون ماه در زیبایی زیباروی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مثال پیلان چون پاره پاره ابر سیاه که بر هوا شود از رودبار و دریابار
💡 رقاصهای برهنه به دلایل مختلفی اجرا انجام میدهند، برای مثال یکی از دلایل انجام آن کسب ثروت است. جذابیت جسمانی و جذابیت جنسی زن تعیین میکند که در چه بخشی میتواند به عنوان رقصنده کار کند.
💡 به کشی و سر فرازی به مثال سرونازی نه که سرو با درازی قدمی روان ندارد
💡 تراوه اغلب در علوم زیستمحیطی برای تعریف یک منطقه تخلیه (منطقه تراوش) استفاده میشود که در آن آب آلوده، به عنوان مثال، از دفن زباله، یک منطقه سیستم زباله را ترک میکند.
💡 بهرعین و صاد یعنی صاعدت هر مه هلال بر مثال عین نعلی از فلک برخاسته
💡 مثال حزم تو را دست و پای از آهن و سنگ لباس عزم تو را پود و تار از آتش و آب