مقیم اباد

لغت نامه دهخدا

( مقیم آباد ) مقیم آباد. [ م ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کام فیروز است که در بخش اردکان شهرستان شیراز واقع است و 102 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران، ج 7 ).

فرهنگ فارسی

( مقیم آباد ) دهی از دهستان کام فیروز است که در بخش اردکان شهرستان شیراز واقع است.

جمله سازی با مقیم اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امیرو نوجوان تنهایی است که رؤیایش سفر به آن سوی خلیج فارس و آزادی است. او بطری‌های خالی، قوطی و چیزهایی از این دست را از میان زباله‌ها جمع می‌کند و می‌فروشد و با واکس‌زدن کفش خارجی‌های مقیم آبادان روزگار می‌گذراند. امیرو کم‌کم به کلاس درس شبانه می‌رود و الفبا را یادمی‌گیرد…

💡 با افشای موضوع توسط دوانی‌های مقیم آبادان (مانند محمد فقیهی دوانی) و مقاومت دانشجویان و اعتصابات در اعتراض به اینکه «نباید دختر یکی از سران ساواک (منظورشان شهریاری بود) وارد دانشکده نفت بشود» ــ تعطیل شد. ناچار شدند به دستور شاه دختر عباس شهریاری را بورسیه آمریکا کنند.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز