فرهنگ معین
( مَ. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) اقامت کردن، ساکن شدن.
( مَ. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) اقامت کردن، ساکن شدن.
اقامت کردن، ساکن شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خنجی به صحبت خود ادامه داد و گفت اکنون همه ی کادرهای حزبی بر این باورند که پس از آن که خلیل ملکی، خود را به فرمانداری نظامی معرفی کرده است، شما به توطئه ای علیه او دست زده اید و در مقام وارد ساختن این اتهامات برآمده اید.
💡 گه مؤمن و گاه گاه کافر بودن با این دو مقام تا ابد ساختن است