مغز ریز

لغت نامه دهخدا

مغزریز. [ م َ ] ( نف مرکب ) مغزپاش. پریشان کننده مغز. متلاشی کننده مغز:
فرق بر و سینه سوز و دیده دوز و مغزریز
دُربار و مشکسای و زردچهر و سرخ رنگ.منوچهری.

فرهنگ فارسی

مغز پاش پریشان کننده مغز

جمله سازی با مغز ریز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این سوز طبیعی نگدازد نفسم را صد شعله بیفشار و به مغز شررم ریز

💡 چنان باشد سخن در مغز جاهل چو در ریزی به خم گوز ارزن

💡 مغز خورشید از شمیم عشق باشد عطسه ریز تا بر این اخگر ز لخت دل کباب افکنده ایم

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز