معلق کشیدن

لغت نامه دهخدا

معلق کشیدن. [ م ُ ع َل ْ ل َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) نوعی از ورزش کشتی که سر بر زمین گذاشته آن طرف غلطیدن باشد به هندی کلابازی گویند. ( غیاث ). نوعی از ورزش کشتی گیران که کله را بر زمین گذاشته به آن طرف غلطیدن باشد. معلق گرفتن. ( آنندراج ). معلق زدن:
همچو گل ساغر صهبای مروق نکشند
تا به پشت همه چون بید معلق نکشند.میر نجات ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( کشتی ) بینی را بر خاک گذاشتن: همچو گل ساغر صهبای مروق نکشند تا به پیشت همه چون بید معلق نکشند. ( گل کشتی )
نوعی از ورزش کشتی که سر بر زمین گذاشته آن طرف غلطیدن باشد به هندی کلا بازی گویند.

جمله سازی با معلق کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بار معلق یکی از سه لایه سیستم انتقال رسوب رودخانه‌ای است. بار بستر از رسوب بزرگ‌تری تشکیل شده‌است که توسط نمک‌زنی، غلتش و کشیدن روی بستر رودخانه منتقل می‌شود. بار معلق لایه میانی است که از رسوب کوچک‌تر معلق تشکیل شده‌است. بار شستشو بالاترین لایه است که از کوچک‌ترین رسوبی تشکیل شده‌است که با چشم غیرمسلح قابل دیدن است. با این حال، بار شستشو در طول حمل و نقل به دلیل فرایند بسیار مشابه، به آسانی با بار معلق مخلوط می‌شود. بار شستشو هرگز حتی بیرون از جریان روی بستر نمی‌رسد.

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز