معادی شکر

لغت نامه دهخدا

معادی شکر. [ م ُ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) شکرنده معادی. شکارکننده و شکننده دشمن:
شاه بادی و توانا و قوی تا به مراد
گه ولی پروری و گاه معادی شکری.فرخی.

فرهنگ فارسی

شکرنده معادی شکار کننده و شکننده دشمن.

جمله سازی با معادی شکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکر حنظل زکین مهر تو پیدا شدند بر موالی شکری و بر معادی حنظلی

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز