لغت نامه دهخدا
( مشک آلوده ) مشک آلوده. [م ُ / م ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مشک آلود:
که گور کشتکان باشد به خون اندوده بیرون سو
ولیکن زاندرون باشد به مشک آلوده رضوانش.خاقانی.رجوع به ماده قبل شود.
( مشک آلوده ) مشک آلوده. [م ُ / م ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مشک آلود:
که گور کشتکان باشد به خون اندوده بیرون سو
ولیکن زاندرون باشد به مشک آلوده رضوانش.خاقانی.رجوع به ماده قبل شود.
( مشک آلوده ) مشک آلود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نپاید دیر تا گردد ز مشک آلوده درع او هوا پرسیم پرنده زمین پر زر بازی گر