مزاج گوئی

لغت نامه دهخدا

مزاج گوئی. [ م ِ ] ( حامص مرکب ) تملق. چاپلوسی. خوش آمدگوئی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
اگر توقع آسایش از جهان داری
مدار دست ز دست مزاج گوئی ها.صائب ( از آنندراج ).- مزاج گوئی کردن؛ برطبق میل شنونده گفتن بی اعتقاد به صحت گفتار خود. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

چاپلوسی

جمله سازی با مزاج گوئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در چنین فصلی که گوئی ز التهاب امر داد جنبش گردون مزاج باد را طبع اثیر

💡 گوئی از مایه مزاج فلک قبه رست از زمین پر نور

💡 لطف از مزاج دهر بشد گوئی ای مرد لطف چه که وفا هم شد

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز