لغت نامه دهخدا
مدسازی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) عمل مدساز. رجوع به مدساز شود.
مدسازی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) عمل مدساز. رجوع به مدساز شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیتو جان من چو آن سازی که تارش در گسست در حضور از سینهٔ من نغمه خیزد پی به پی
💡 برخی از حوزههای کاربردی که بشر میتواند از سطوحی با چنین ویژگیهایی استفاده کند، عبارتند از: شیشههای ساختمانی، مصالح نما سازی، درب و بدنه حمام، استخر، سونا، پانلهای خورشیدی تولید انرژی و گلخانه.
💡 رنگ یک چوبه نیز در در انتهای دستگاه ماهور در ردیف میرزاعبدالله، قبل از رنگ شلخو نواخته میشود. وزن این رنگ 68 است اما در کتاب ردیف سازی موسیقی سنتی ایران، بدون میزاننما نگاشته شده است.
💡 تو کیی آنک ز خاکی تو و من سازی و گویی نه چنان ساختمت من که کس اسرار تو دارد
💡 موثر جلوه سازی می کند جایی، اثر جایی ز دلها دود این آتش عذاران می شود پیدا
💡 مده چون غافلان سر رشته تار نفس از کف که بی شیرازه می سازی کتاب زندگانی را