لغت نامه دهخدا
لف و لوف. [ ل َ ف ُ] ( ص مرکب، از اتباع ) ( در صفت گوشت ) گوشتی و پیهی که در درون هوای بسیار دارد. گوشت کم وزن و میان تهی.
لف و لوف. [ ل َ ف ُ] ( ص مرکب، از اتباع ) ( در صفت گوشت ) گوشتی و پیهی که در درون هوای بسیار دارد. گوشت کم وزن و میان تهی.
گوشت و پیهی که در درون هوای بسیار دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لف و نشر مشوش آنرا دانكه دو لفظ آورند و دو معنىلفظ ثانى بمعنى اوللفظ اول بمعنى ثانى (156)
💡 4. كشف المراد (بررسى عقايد شيخيه و ردّ اتهامات )، مؤ لف و ناشر. الف حكيم هاشمى(تهران 1352ش ).
💡 برخی بر آنند که لف و نشر معکوس نوعی از لف و نشر مشوش است، و برخی دیگر لف و نشر را به سه دسته تقسیم میکنند و میگویند لف و نشر اگر مرتب و معکوس نباشد، مشوش نامیده میشود.
💡 همچنین در این شعر ناصرخسرو، مصراع اول لف و نشر مرتب و مصراع دوم لف و نشر مشوش است.
💡 به عارض یار فایز خوش فکنده لف و نشرمشوش با مرتب
💡 وى با تلاش فراوان و در خور تحسين، براى تصحيح كتاب به نسخه خطى موجود دركتابخانه آيت الله مرعشى، كه به خط خوانا در زمان مؤ لف و از روى نوشته او، نسخهبردارى شده، تكيه كرده و كتاب را، اصلاح كرده است.