لعل و عسی

لغت نامه دهخدا

لعل و عسی. [ ل َ ع َل ْ ل َ وَ ع َ سا ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) بودکه. امید است و بود که. باشدکه و امیدکه: و در صباح و مسا به لعل و عسی روزگاری میبرد. ( سندبادنامه ص 51 ). و رجوع به لعل شود.

فرهنگ فارسی

لعل از حروف مشبهه بالفعل بمعنی شاید و عسی از افعال مقاربه بمعنی امید است و مجموع دو کلمه بمعنی بو که بود که باشد که امید که باشد: و در صباح و مسا بلعل و عسی روزگار میبرد.

جمله سازی با لعل و عسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از پرتو جمالش کان آفتاب جانهاست کوهی ز سنگ خارا گه لعل و گه زر آورد

💡 چو می دور ازان لعل میگون خورم حریفان می لعل و من خون خورم

💡 تا بکاویدمش جعد و تا ببوئیدمش زلف تا بخاییدمش لعل و تاش بگرفتم کنار،

💡 (( حق و باطل و لكل اهل فلئن تمر الباطل لقديمافعل و لئن قل الحق فلربما و لعل و لقلما ادبرشى ءفاقبل (خطبه 16).))

💡 در کیسهٔ ناهید بود لعل و زر و سیم زین رو کلماتش همگی ‌رنگ‌به‌رنگ است

💡 در هوای نمک لعل و می دیده مست دل که در آتش عشق تو کباب است امشب

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز