لغت نامه دهخدا
لاد از لاد افکندن. [ اَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زیر و زبر کردن:
جاودان زی و همین رسم و همین عادت دار
خانه قرمطیان را بفکن لاد از لاد.فرخی.
لاد از لاد افکندن. [ اَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زیر و زبر کردن:
جاودان زی و همین رسم و همین عادت دار
خانه قرمطیان را بفکن لاد از لاد.فرخی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهعنوان یک انتخاب مسلم برای کنگره، بوتلر در ۲۴ ژوئن سال ۱۸۸۰ در نخست بهعنوان کاندیدا جمهوریخواه برای ناحیهٔ چهارم کنگره مِین (شامل شهرستانهای آروستوک، پنوبوسکات، پیسکاتاکوئیس و واشینگتن) کاندیدا شد اما با تفاوت کم (با ۸۵۵ رأی) توسط جورج دبلیو لاد از حزب گرینبک که متصدی برحال همان پُست بود، شکست خورد. در انتخابات سال ۱۸۸۲ با اکثریت قابل توجه آرا، نمایندهٔ کل ایالت مِین در کنگره چهل و هشتم انتخاب شد و متعاقباً در تمامی انتخابات بعدی نمایندهٔ ناحیهٔ چهارم انتخاب شد تا اینکه در سال ۱۹۰۱ استعفا کرد.
💡 بتان شکسته و بتخانه ها فکنده ز پای حصارهای قوی بر گشاده لاد از لاد