لغت نامه دهخدا
قصاب خانه. [ ق َص ْ صا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که در آن گوسفندان را ذبح میکنند. ( ناظم الاطباء ). سلاخ خانه و مسلخ. || جامعه قصابان. اجتماع قصابان. || دکان قصاب. ( آنندراج ).
قصاب خانه. [ ق َص ْ صا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که در آن گوسفندان را ذبح میکنند. ( ناظم الاطباء ). سلاخ خانه و مسلخ. || جامعه قصابان. اجتماع قصابان. || دکان قصاب. ( آنندراج ).
( اسم ) محلی که در آن گاو و گوسفند ذبح کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانه عباد قصابی مربوط به دوره پهلوی است و در شهرستان فومن، شهرک تاریخی ماسوله واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۲۹۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 مصلی، بیریادی، بلاغ، معلمین، راه بغداد، تسعین، قوریا، عرفه، قصاب خانه، الماس، ۱ أذار، الحی العسکری، اطراف ارگ کرکوک
💡 على (عليه السلام ) با آن همه توان و شجاعت و قدرتى كه داشت، مشت قصاب راتحمل كرد و چيزى به او نگفت !! و كنيز را به خانه اش برگرداند، و به اربابسفارش كرد كه وى را آزار ندهد.
💡 بلا ساویتسکی در ۲۴ ژوئیه ۱۹۲۰ در نیویورک متولد شد. والدین وی، هردو، از یهودیان روسی بودند که به ایالات متحده مهاجرت کرده بودند. مادر او استر، خانهدار بود و پدر او امانوئل در قصابی کار میکرد.
💡 شیوع این بیماری در خانمهای خانهدار میانسال، کاربران رایانه، درودگران، تصویرگران، کارگران، قصابها و مکانیکهای خودرو و رانندگان ماشینهای سنگین رایج تر است.