قرعه زن
لغت نامه دهخدا
قرعه زن. [ ق ُ ع َ / ع ِ زَ ] ( نف مرکب ) آنکه به قرعه فال زند. ( آنندراج ):
قول سه کس نیست بین،پر استوار
شاعر و قرعه زن و اخترشمار.امیرخسرو ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه بقرعه فال زند.
جمله سازی با قرعه زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سیدبندی برای قرعهکشی بر پایه رتبهبندی جهانی فیفا در اکتبر ۲۰۱۷ صورت گرفت.
💡 چهار تیم دور نیمه نهایی، همگی از لیگ برتر بودند و قرعهکشی این مرحله به تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۲۱ برگزار شد.
💡 عشق دلبر قرعه زد چون دل نصیب او رسید راه پیشش برگرفتم دل بدو کرده یله
💡 محتشم بس که در آن کوی به پهلو گردید دوش چون قرعه هزار آبله بر اعضا داشت
💡 عايشه مى گويد: رسم پيغمبر اين بود كه هر گاه مى خواست به سفر برود، قرعه مىانداخت و به حكم قرعه يكى از همسران خود را همراه مى برد.در غزوه ((بنى مُصطلق))قرعه به نام من اصابت كردومن همراه پيغمبربودم.
💡 از چه رو ای چرخ چون من اعتبارت دور باد قرعه بیاعتباریها به فالم کردهای!؟