لغت نامه دهخدا
پیاله زن. [ ل َ / ل ِزَ ] ( نف مرکب ) آنکه پیاله زند. باده نوش. میخوار.
پیاله زن. [ ل َ / ل ِزَ ] ( نف مرکب ) آنکه پیاله زند. باده نوش. میخوار.
آنکه پیاله زند باده نوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا کی درین جهان مکرر به سر کنید خود را به یک پیاله جهان دگر کنید
💡 ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم ای بی خبر ز لَذّتِ شربِ مدام ما
💡 کجاست حافظ شیراز تا به خلوت راز ••••• به روز واقعه بندد پیاله در کفنم
💡 ساقی به جلوه آر، می همچو لاله را چون لاله برفروز جمال پیاله را
💡 این قطرهها که میچکد از برگ شبنم است یا گل پیاله بر سر بلبل شکسته است
💡 با آفتاب می زد، از یک پیاله شبنم گر ذوق وصل داری، از خود برید باید