فیروز کردن

لغت نامه دهخدا

فیروز کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیروز کردن. کسی را بر دیگری چیره ساختن:
تو را کرد فیروز برفور هند
به دارا و بر نامداران سند.فردوسی.رجوع به فیروز و پیروز شود.

فرهنگ فارسی

پیروز کردن کسی را بر دیگری چیره ساختن.

جمله سازی با فیروز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مقابل تصمیم شهرداری تهران اما تعداد زیادی از نویسندگان، پژوهشگران، بازیگران و پیشکسوتان، کارگردانان و نمایندگان شورای شهر و مردم از جمله مهرداد بهار، محمود عزیزی، علی نصیریان، علی اعطا، حسن خلیل‌آبادی و حجت نظری مخالف این تصمیم شهرداری بوده و بر این باورند حاجی فیروز ریشه‌ای تاریخی و سنتی دارد و ارتباطی به نژادپرستی ندارد بلکه منظور سیاوش است. و ذکر کردند در نماد حاجی فیروز فردی سیه‌چرده و دانا که از آمدن سال جدید خوشحال است و قصد تقسیم کردن این شادی با بقیه را دارد منظور است نه برده‌داری و نژادپرستی و در آن دوران قدیم که حاجی فیروز ساخته شد اصلاً بحث نژادپرستی مطرح نبوده است و نباید این دو را به هم ربط داد.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز