لغت نامه دهخدا
فوت بری. [ ت ِ ب َرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بلسکی. ( فهرست مخزن الادویه ).
فوت بری. [ ت ِ ب َرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بلسکی. ( فهرست مخزن الادویه ).
بلسکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابنالوقتی، جوانی و وقت بری تا فوت نگردد این دم ما حضری