فرود کردن

لغت نامه دهخدا

فرودکردن. [ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پایین آوردن. فرودآوردن.
- سرفرودکردن؛ خم کردن گردن و فروافکندن سر را به رسم احترام: چون نزدیک وی شدمی برابر آمدی و سر فرودکردی. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

پایین آوردن. فرود آوردن

جمله سازی با فرود کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسته به نوع و جهت‌گیری کریستال غیر خطی و راستای میدان الکتریکی اعمالی به کریستال تأخیر فاز ایجاد شده می‌تواند به جهت قطبش بستگی داشته باشد. بنابراین از سلول پاکلز می‌توان برای مدوله کردن قطبش استفاده کرد. برای قطبش خطی فرودی (که معمولاً با محور کریستال زاویه ۴۵ درجه می‌سازد)قطبش خروجی در حالت کلی بیضوی خواهد بود.

💡 درین کرانه فرود آمد و کرانه نکرد ز مکر کردن نندای ریمن مکار

قماربازی یعنی چه؟
قماربازی یعنی چه؟
سوپا یعنی چه؟
سوپا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز