لغت نامه دهخدا
فرنگی باف. [ ف َ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه بطرز فرنگی ها چیز میبافد. || ( ن مف مرکب ) پارچه یا هر منسوج دیگر که بشیوه فرنگی بافته شود.
فرنگی باف. [ ف َ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه بطرز فرنگی ها چیز میبافد. || ( ن مف مرکب ) پارچه یا هر منسوج دیگر که بشیوه فرنگی بافته شود.
آن که به طرز فرنگی ها چیز می بافد. یا پارچه یا هر نوع منسوج دیگر که به شیوه فرنگی بافته شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اکثر مردم این روستا کشاورز و کامیوندار و دامدار هستند که در تابستان و بهار به کشاورزی و باغداری و دامداری میپردازند و در زمستان و پاییز به قالی بافی میپردازند و قسمتی دیگر از مردم نیز در دستگاههای دولتی و اصناف شهری اعم از مکانیکی مشاغل ساختمان و کاسبی در بازار مشغول هستند و بایقوت به دلیل آب و هوای خوش و زمین حاصل خیز، در طول سالیان پذیرای جماعتی از روستاهای همجوار دور و نزدیک بوده و در زمره روستاهای مهاجر پذیر و نه مهاجر فرصت قرار دارد. محصولات کشاورزی معروفی دارد که چند نمونه ازآنهاشهرت قابل توجهی در منطقه به خود اختصاص دادهاند که از جمله آنان میتوان به ( گوجه فرنگی و انگور و از صنایع دستی فرش و قالی )اشاره کرد و دیگر محصولات آن میوه، غلات و خشکبار است.که از همه مهمتر گوجه فرنگی بایقوت است که به کشورهای خارجی نیز صادر میشود.