غوغا کردن

غوغا کردن

کلمه‌ی «غوغا کردن» در فارسی به معنای ایجاد سر و صدا، هیاهو یا شلوغی فراوان است؛ حالتی که در آن جمعی از افراد با فریاد، بحث، اعتراض یا حرکت‌های پرتنش محیطی آشفته پدید می‌آورند. این عبارت ریشه در واژه «غوغا» دارد که خود به معنای همهمه شدید، آشفتگی یا جنجال عمومی است. «غوغا کردن» معمولاً برای توصیف موقعیت‌هایی به‌ کار می‌رود که نظم محیط برهم می‌ریزد و فضای پرتنشی شکل می‌گیرد. در زندگی روزمره، این اصطلاح می‌تواند به رفتار گروهی اشاره داشته باشد که با داد و فریاد یا واکنش‌های تند، محیط آرام را به آشوب می‌کشانند. در متون ادبی، «غوغا کردن» برای تصویرسازی صحنه‌هایی استفاده می‌شود که مردم در هیجان یا اعتراض جمع شده‌اند. این واژه معمولاً نشان‌دهنده بی‌نظمی، هیجان‌زدگی یا رفتارهای کنترل‌نشده است و گاهی نیز به‌طور استعاری برای توصیف درگیری‌های فکری، مجادله‌های لفظی یا آشفتگی درونی به‌ کار می‌رود. «غوغا کردن» همچنین می‌تواند نمادی از شور، جنب‌وجوش یا آشفتگی اجتماعی باشد. در زبان محاوره، این عبارت برای اشاره به هرگونه شلوغ‌کاری یا جنجال اضافی استفاده می‌شود. از نظر معنایی، با واژه‌هایی چون جنجال به‌پا کردن، داد و قال راه انداختن، هیاهو ساختن و آشوب کردن هم‌معنی یا نزدیک‌معنی است.

لغت نامه دهخدا

غوغا کردن. [ غ َ / غُو ک َدَ ] ( مص مرکب ) هیاهو کردن. سخت بانگ زدن. شور و غوغا و فریاد برآوردن. هنگامه کردن. قیامت کردن. انقلاب و تهییج کردن. جَلَب. اِجداف. ( منتهی الارب ): خوارزمشاه مردی بس بخرد... است کس را زهره نباشد که پیش وی غوغا کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 324 ).
ای پسر دانی که هیچ آغاز بی انجام نیست
نیک بنگر گرچه نادان بر تو می غوغا کند.ناصرخسرو.به آهو میکنی غوغا که بگریز
بتازی هی زنی اندر دویدن.( منسوب به ناصرخسرو ).جماعتی از مفسدان و عامه که در آن غوغائی کردند مالشها یافتند. ( کتاب النقض ص 487 ).
غمزه ش ار غوغا کند ایچش مگوی
کوطلسم آسمان خواهد شکست.خاقانی.غوغاکنیم یک تنه چون رستم و دریم
درع فراسیاب به پیکان صبحگاه.خاقانی.چو غوغا کند بر دلم نامرادی
من اندرحصار رضا میگریزم.خاقانی.عوام آمل غوغا کردند و اصحاب سلام در سلاح شده سه شبانه روز کشش بود. ( تاریخ طبرستان ). تا روزی عامه شهر غوغا کردند و بسیاری از هر دو جانب کشته آمدند. ( تاریخ طبرستان ).
شیر گیران جمله غوغا کرده اند
خویشتن در پیش این غوغا مکن.عطار.صاحبدلی به تربیتم گفت زینهار
غوغا مکن که دوست ندارد نفیر تو.سعدی ( صاحبیه ).کوته نظری به خلوتم گفت
غوغا مکن آخرت جنون نیست.سعدی ( ترجیعات ).صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم.حافظ.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - هیاهو کردن بانگ زدن ۲ - تهییج کردن ۲ - فتنه انگیختن هنگامه کردن.

مارمولک یعنی چه؟
مارمولک یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز