لغت نامه دهخدا
غلام عیاشی. [ غ ُ م ِ ع َی ْ یا ] ( اِخ ) محمدبن عمربن عبدالعزیز کشی. وی از ثقات علما و محدثان امامیه در قرن چهارم هجری قمری بود، و چون تلمیذ «عیاشی » بود «غلام عیاشی » شهرت یافته است. رجوع به محمدبن عمر و رجوع به کشی شود.
غلام عیاشی. [ غ ُ م ِ ع َی ْ یا ] ( اِخ ) محمدبن عمربن عبدالعزیز کشی. وی از ثقات علما و محدثان امامیه در قرن چهارم هجری قمری بود، و چون تلمیذ «عیاشی » بود «غلام عیاشی » شهرت یافته است. رجوع به محمدبن عمر و رجوع به کشی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پلیس شوروی دکتر رادمنش را دعوت میکند که خودش از این فرد بازجویی کند. رادمنش از میان همه اعترافات ملایری این جمله را که او گفته بوده به اتفاق شهریاری با پولهای حزب که از خارج میرسیده عیاشی میکردهاند. نتیجه گرفت که همه اینها ناشی از پروندهسازی غلام یحیی علیه او است پولی که به تشکیلات تهران میرسیده آنقدر نبوده که تکافوی عیاشی کسی را بدهد. بعد هم که مقامات قضایی شوروی ملایری را فقط محکوم به سه سال زندانی کردند رادمنش گفت حکم هم نشان میدهد که ملایری جاسوس نبوده و شهریاری عضوی پاکباز و فداکار است. از کجا معلوم در شوروی او را شکنجه نکرده باشند؟ تازه روسها بیماری «اسپیونیت» шпионат یعنی جاسوسسازی دارند.