لغت نامه دهخدا
غصه مرگ شدن. [ غ ُص ْص َ / ص ِ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مردن به سبب اندوه.
غصه مرگ شدن. [ غ ُص ْص َ / ص ِ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مردن به سبب اندوه.
( مصدر ) مردن به سبب غم و اندوه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درمجلس یزید چو بنشست بیحجاب از غصه مرگ خویش طلب از خدا نمود
💡 غمخواری بیمار تب دارت ثوابست (صامت) کند زین غصه مرگ خود تمنا