غریب دوستی
لغت نامه دهخدا
غریب دوستی. [ غ َ ] ( حامص مرکب ) عمل شخص غریب دوست. ملاطفت و مهربانی درباره مردم درویش و غریب و بینوا: و انصاف در آن است که در همدان اگر امن باشد، هیچ شهری در اسلام مقابل آن نباشد، از فراخی نعمت و درستی هوا و آب وغریب دوستی و درویش داری. ( مجمل التواریخ و القصص ).
فرهنگ فارسی
عمل غریب دوست مهربانی درباره غریبان.
جمله سازی با غریب دوستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن غریبی خانه میجست از شتاب دوستی بردش سوی خانهٔ خراب
💡 دختر دانشجویی بنام «پگی مورگان» در دانشگاه با یک دانشجوی دانمارکی انتقالی عجیب و غریب بنام «ادوارد» آشنا میشود، و این دو با هم رابطه دوستی را آغاز میکنند…
💡 رابطه میان آن دو نفر نوعی غریب دوستی بود که با وجود تفاوتهای بسیار زیاد در عقاید، بر پایه احترام متقابل بنا شده بود.
💡 داستان زندگی آنها روایتگر یک غریب دوستی میان دو دشمن قدیمی است که توانستند در نهایت بر اختلافات خود غلبه کرده و با هم متحد شوند.
💡 گاهی در زندگی انسانها با نوعی غریب دوستی روبرو میشویم که هیچ منطقی برای شکلگیری آن وجود ندارد اما بسیار عمیق و ماندگار است.