غریب اشنا

لغت نامه دهخدا

( غریب آشنا ) غریب آشنا. [ غ َ ] ( ص مرکب ) آنکه با غریب آشنا باشد. غریب نواز. غریب پرور. غریب دوست:
غریب آشنا باش و سیاح دوست
که سیاح جلاب نام نکوست.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ عمید

( غریب آشنا ) آن که با غریبان آشنایی و دوستی کند، غریب نواز، غریب دوست: غریب آشنا باش و سیاح دوست / که سیاح جَلاّب نام نکوست (سعدی۱: ۴۴ ).

فرهنگ فارسی

( غریب آشنا ) ( صفت ) آنکه با غریبان آشنا باشد غریب نواز.

جمله سازی با غریب اشنا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فدای این غریب آشنا خوی که هست اندر غریبی آشنا جوی

💡 غریب آشنا باش و سیاح دوست که سیاح جلاب نام نکوست

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز