لغت نامه دهخدا
عنبرذقن. [ عَم ْ ب َ ذَ ق َ ] ( ص مرکب ) آنکه ذقن وی بوی عنبر دهد:
شکرشکن است یا سخن گوی من است
عنبرذقن است یا سمن بوی من است.ابوالطیب مصعبی.
عنبرذقن. [ عَم ْ ب َ ذَ ق َ ] ( ص مرکب ) آنکه ذقن وی بوی عنبر دهد:
شکرشکن است یا سخن گوی من است
عنبرذقن است یا سمن بوی من است.ابوالطیب مصعبی.
آنکه ذقن وی بوی عنبر دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا آن ذقن ز خط شده گوی معنبر است زان عنبرین شمامه مشامم معطر است
💡 برنامدت ز چاه ذقن، خال عنبرین زد بارها بر آن رسن مشکبار دست
💡 قصد ذقن نمودمش از زلف عنبرین چشمم ندید در شب تاریک چاه را