عقد رو

لغت نامه دهخدا

عقد رو. [ ع ِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زیب و زیوری چون حلقه ای از گل یا زر و جواهر بر گرد روی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

زیب و زیوری چون حلقه از گل یا زر و جواهر بر گرد روی

جمله سازی با عقد رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمودم آن قدر تمهید سامان سخن طغرل به گوش شاهد معنی کنم عقد ثریا را

💡 در تاریخ ۲۹ دیماه ۱۳۹۴ آندو در آخرین روز نقل و انتقالات نیم فصل با عقد قراردادی به مدت نیم فصل به تیم سایپا تهران پیوست.

💡 لب که عقد اوست در افواه مردم سی و دو در درون حقه اش سی ودو کوکب دیده ام

💡 بازیکنانی که نامشان پررنگ شده، هم‌اکنون در عقد قرارداد با باشگاه هستند.

💡 گفت بر سلطان دین سنجر که از روی حساب عقد ای صاحب‌قران چون عقد سلطان سنجرست

💡 نوربانو سلطان، (زاده ۱۵۲۵ – درگذشته ۷ دسامبر ۱۵۸۳ استانبول) با نام عفیفه نوربانو سلطان نیز شناخته می‌شود، خاصگی سلطان و همسر عقدی سلیم دوم و والده سلطان مراد سوم و مادربزرگ محمد سوم همچنین یکی از چهره‌های برجسته در دوره سلطنت زنان بود.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز