عاج عاج

لغت نامه دهخدا

عاج عاج. [ ج ِ ج ِ ] ( ع اِ صوت مرکب ) کلمه ای که بدان شتر ماده را زجر کنند. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

کلمه که بدان شتر ماده را زجر کنند

جمله سازی با عاج عاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آشوب عقلم آن شبه عاج مفرشست نقل امیدم آن شکر پسته شکر است

💡 وی همچنین در تیم ملی فوتبال ساحل عاج بازی کرده‌است و مسلمان است.

💡 یکی را سرو شاخ دو ماه بالین یکی را سیب گوی و عاج میدان

💡 وی همچنین در تیم ملی فوتبال امید ساحل عاج بازی کرده‌است.

💡 چنان هم که یزدان تو را داد تاج نشستی به آرام بر تخت عاج

💡 اپیزود چهارم: مکالمه حیوانات و اقتصاد جهان سوم: تجارت عاج

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز