ضار ح

لغت نامه دهخدا

ضارح. [ رِ] ( ع ص، اِ ) ضریح ساز. || گورکن. قبرکن.

فرهنگ فارسی

ضریح ساز گور کن قبر کن

جمله سازی با ضار ح

💡 بود پس ضار را معنی به نسبت کز آن نسبت منظم گشت خلقت

💡 مؤ من طعم ايمان را نمى چشد تا آن كه دريابد... به درستى كه ضار و نافع حضرت حقتعالى است.

💡 مقابل هم چنانکه نافع و ضار بود دیگر لطیف و باز قهار

💡 تو صفت دیده‌ای گزیری هست از معز و مذل و نافع و ضار

💡 ايها الناس ! انه لايعاب احد بترك حقه و انما يعاب ان ياءخذ ما ليس له، وكل صواب نافع، و كل خطاء ضار لاهله، و قد كانت القضية فهمها سليمان فنفعت سليمانو لم تضر داود.

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز