لغت نامه دهخدا
صحیفه تیغ سحر. [ ص َ ف َ/ ف ِ ی ِ غ ِ س َ ح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از روشنائی صبح کاذب است که صبح اول باشد. ( برهان ).
صحیفه تیغ سحر. [ ص َ ف َ/ ف ِ ی ِ غ ِ س َ ح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از روشنائی صبح کاذب است که صبح اول باشد. ( برهان ).
کنایه از روشنائی صبح کاذب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا اشتلم نکرد بنام تو مرغ صبح تیغ سحر جهان نگشاید بشب کشی
💡 تیغ سحر پرتاب شد نجم از فلک پرتاب شد زان زهرهٔ شب آب شد وز زهره صفرا ریخته
💡 پیش خورشید رخت خواست چراغ افروزد شمع را تیغ سحر آمد و گردن زد و رفت
💡 شد گهر اندر گهر صفحهٔ تیغ سحر شد گره اندر گره حلقهٔ درع سحاب