صحراء ام سلمه

لغت نامه دهخدا

( صحراء ام سلمة ) صحراء ام سلمة. [ ص َ ءُ اُم ْ م ِ س َ ل َ م َ ] ( اِخ ) موضعی است در کوفه منسوب به ام سلمة دختر یعقوب بن سلمةبن عبداﷲبن ولیدبن مغیرة مخزومی زن سفاح. ( معجم البلدان ).

جمله سازی با صحراء ام سلمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله در منزل ام سلمه بود، فرمود: نگذار كسىداخل شود، حسين عليه السلام آمد زمانى كه طفل بود ام سلمه نتوانست جلو او را بگيرد،حسين عليه السلام بر جدش وارد شد ديد حسين عليه السلام بر بالاى سينه پيامر صلىالله عليه و آله قرار گرفته است و حضرترسول گريه مى كند ام سلمه سبب گريه حضرت را پرسيد؟حضرت فرمود: اى ام سلمه، جبرئيل به من خبر داد كه حسين تو كشته مى شود، (272)

💡 مفسر معروف (طبرسى ) در مجمع البيان نقل مى كند كه: ام سلمه (يكى از همسرانپيامبر) به پيامبر (صلى الله عليه و آله ) عرض ‍ كرد: چرا مردان به جهاد مى روند وزنان جهاد نمى كنند؟ و چرا براى ما نصف ميراث آنها مقرر شده ؟ اى كاش ما هم مرد بوديمو همانند آنها به جهاد مى رفتيم، و موقعيت اجتماعى آنها را داشتيم.

💡 اطاقهاى خانه پيامبر هر كدام دريچه اى به سوى مسجد داشت و آنها را دور تا دور مسجدساخته بودند، ام سلمه سرش را از دريچه بيرون آورد و گفت: ابوبابه ! بشارت بدهمكه خدا توبه تو را قبول كرد.

💡 وقتى كه اصرار ام سلمه نتوانست امام عليه السلام را از رفتن به راهى كه خدا مى خواستباز دارد، خود را به زينب رساند. آنان را دربغل گرفت و سخت گريه كرد. خداحافظى با آنان هم چون آخرين خداحافظى بود، و اينقلب ام سلمه را به درد مى آورد.

💡 و نيز در روايت ام المومنين ام سلمه آمده است: آيه تطهير در خانه من بررسول خدا نازل شد. در آن موقع در اتاق هفت نفر حضور داشتند:جبرئيل و ميكائيل (ع ) و على و فاطمه و حسن و حسين و پيغمبر خدا(ص ). من هم بر درگاهاتاق نشسته بودم و به رسول خدا گفتم: اىرسول خدا! من از اهل بيتم نيستم ؟ آن حضرت فرمود: تو بانويى نيكو سرانجامى، تو اززنان پيغمبرى. (404)