بریده شدن
حالتِ جدا شدن، قطع شدن یا پاره/خرد شدن چیزی بر اثر ابزار برنده، فشار یا حادثه. بسته به جمله، میتواند دربارهٔ عضو بدن، طناب، پارچه، شاخه و مانند آن باشد.
مترادفها
قطع شدن، جدا شدن
متضادها
وصل شدن، پیوستن
جمله سازی با بریده شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 احتمال بریده شدن پوست دست در هنگام کار با کاغذهای تیز و لبههای نامنظم، همیشه در محیطهای اداری و کارخانهای وجود دارد و باید مراقب بود.
💡 از شدت فشار زیاد وارد شده به سیمهای برق، احتمال بریده شدن آنها و ایجاد اتصال کوتاه در سیستمهای الکتریکی بسیار زیاد و خطرناک است.
💡 در طول فرآیند ساخت این قطعه حساس، کوچکترین خطا میتواند منجر به بریده شدن لبههای ظریف آن و از بین رفتن کل محصول شود.