برق چهره
درخشش یا شادابی چهره، یا حالتی که صورت از نشاط، سلامت، هیجان یا احساس خاصی روشن و براق به نظر برسد. در زبان ادبی، «برق چهره» میتواند نشانهی سرزندگی یا اثر یک احساس قوی باشد.
مترادفها
چهره روشن، سیم درخشان
متضادها
چهره تیره، چهره کدر، چهره مات
جمله سازی با برق چهره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از شنیدن خبر پیروزی در مسابقات جهانی، آن جوان با برق چهره و لبخندی درخشان به استقبال گرم خانوادهاش رفت.
💡 شاعر در اشعار خود از برق چهره محبوبش یاد میکند تا زیبایی و شکوه بیپایان او را به شکلی زیبا تصویر کند.
💡 با رسیدن به هدف نهایی، آن زن با برق چهره و چشمان پر از اشک، از موفقیت بزرگ خود بسیار ابراز خرسندی کرد.