مرهقة

🌐 طاقت فرسا

مؤنث «مرهق» است و یعنی «خسته‌کننده، طاقت‌فرسا، فرساینده» یا برای یک مؤنث «خسته و فرسوده». مثلاً «رحلة مرهقة» یعنی «سفری بسیار خسته‌کننده».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 استرس‌زا

📌 طاقت فرسا

📌 دست و پا گیر

📌 خسته

📌 خردکننده

جمله سازی با مرهقة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت الرحلة قصيرة بعد ولکنها مرهقة بسبب الانتظار الطويل في المحطة.

سفر کوتاه بود، اما به دلیل انتظار طولانی در ایستگاه، خسته کننده بود.

💡 كانت الرحلة مرهقة بسبب الزحام وطول ساعات القيادة دون توقف.

سفر به دلیل ترافیک و ساعت‌های طولانی رانندگی بدون توقف، خسته‌کننده بود.

💡 بعد أن أطفأت المصباح، ونامت الفتاة بسرعة لأنها كانت مرهقة جدًا.

بعد از اینکه چراغ را خاموش کرد، دختر چون خیلی خسته بود، سریع خوابش برد.

💡 يشتد الحر في الصيف حتى تصبح الحركة في النهار مرهقة جدًا.

گرما در تابستان شدت می‌گیرد تا جایی که حرکت در طول روز بسیار خسته‌کننده می‌شود.

💡 سخونة الهواء جعلت الرحلة مرهقة منذ بدايتها.

هوای گرم از همان ابتدا سفر را طاقت فرسا کرده بود.

💡 بدت المهمة مرهقة للغاية، لكن الفريق أنجزها في النهاية بروحٍ عالية.

این کار به نظر بسیار خسته‌کننده می‌آمد، اما تیم در نهایت آن را با روحیه‌ای عالی انجام داد.

💡 أي تصرف صغير قد يولمها إذا كانت مرهقة نفسيًا.

اگر او از نظر روانی تحت فشار باشد، هر اقدام کوچکی می‌تواند به او آسیب برساند.

💡 ‬وتخرتق املسافة التي تقطعها الطائرة يف مثان‬ ‫ساعات مرهقة‪

مسافتی که هواپیما طی می‌کند، یک سفر طاقت‌فرسای دو ساعته است.

کلمات مرتبط