متعبة

🌐 خسته

مؤنثِ «متعب» است و به معنی «خسته‌کننده، دشوار، یا رنج‌آور» برای اسم مؤنث یا چیزی با جنس مؤنث به کار می‌رود. این واژه می‌تواند وصفِ یک کار، مسیر، وضعیت یا امرِ زنانه‌نمایی‌شده در عربی باشد.

اسم (noun)

📌 خسته کننده

📌 دردناک

📌 بیمار

📌 عرق کرده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خسته

جمله سازی با متعبة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال اوی إن الرحلة كانت متعبة لكنها مفيدة جدًا.

اووه گفت که این سفر خسته‌کننده اما بسیار مفید بود.

💡 كانت مالمحه متعبة قليلًا، لكنه حاول أن يخفي ذلك بابتسامة لطيفة.

چهره‌اش کمی خسته به نظر می‌رسید، اما سعی می‌کرد آن را با لبخندی مهربان پنهان کند.

💡 غفرت الأم لابنتها لأنها أدركت أنها كانت متعبة ومضطربة.

مادر، دخترش را بخشید، زیرا متوجه شد که او خسته و ناراحت است.

💡 رأيت مالمحک متعبة اليوم، لذلك نصحتك بأن تأخذ قسطًا من الراحة.

دیدم امروز خسته به نظر می‌رسیدی، بنابراین به تو توصیه کردم کمی استراحت کنی.

💡 أكلت قليلًا لأنها كانت متعبة من السفر.

او خیلی کم غذا خورد چون از سفر خسته بود.

💡 كانت اجسامهم متعبة بعد يوم طويل من العمل في البناء والحمل.

بدن‌هایشان پس از یک روز طولانی کار ساختمانی و حمل بار، خسته بود.

💡 هو عارفني جيدًا، لذلك يعرف متى أكون متعبة أو منزعجة.

او من را خوب می‌شناسد، بنابراین می‌داند چه زمانی خسته یا ناراحت هستم.

💡 قد تكونين متعبة اليوم، لذلك أنصحك بالراحة مبكرًا.

ممکن است امروز خسته باشید، بنابراین به شما توصیه می‌کنم زود استراحت کنید.

💡 قد تکون الرحلة متعبة بسبب طول الطريق.

ممکن است به دلیل مسافت طولانی، سفر خسته کننده باشد.

💡 قد التي حضرت أمس كانت متعبة لكنها أنهت العمل بتركيز.

خانمی که دیروز حضور داشت خسته بود، اما کار را با تمرکز تمام کرد.

💡 رحضي إلى المنزل مبكرًا اليوم، فقد كنتِ متعبة بعد يومٍ طويل في العمل.

امروز زود به خانه برو، حتماً بعد از یک روز طولانی کاری خسته بوده‌ای.

💡 ظننت أنها غاضبة، كانت بل متعبة فقط بعد يوم طويل من العمل.

فکر کردم عصبانی است، اما او فقط بعد از یک روز طولانی کاری خسته بود.

کلمات مرتبط