لغت نامه دهخدا
صبح چیده. [ ص ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ببامدادان از بوته یا درخت چیده. بسیار تازه. و آن بیشتر در مورد خیار استعمال شود: صبح چیده دارم خیار.
صبح چیده. [ ص ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ببامدادان از بوته یا درخت چیده. بسیار تازه. و آن بیشتر در مورد خیار استعمال شود: صبح چیده دارم خیار.
( صفت ) ببامداد از بوته یا درخت چیده ( میوه ) بسیار تازه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهل صفا ز زخم گل فیض چیدهاند بیرون چاک سینه مدان فتح باب صبح