صافی رنگ

مترادف‌ها

فیلتر رنگ

لغت نامه دهخدا

صافی رنگ. [ رَ ] ( ص مرکب ) قَهْد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

قهد

جمله سازی با صافی رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کیست دانی صوفی صافی ز رنگ تفرقه آن که دارد رو به یکرنگی درین کاخ دو رنگ

💡 صفحه تیغ زبانت عاری از عیب خلاف روی مرات ضمیر صافی از رنگ ریاست

💡 بر رخ صافی تو رنگ به ماند زنگاه بر تن نازک تو خار خلد از اطلس

💡 صافی تن او نسترن بویا بر او یاسمن نازان قد او نارون رنگین لب او ناردان

💡 بر رخ صافی تو رنگ بماند زنگاه برتن نازک تو خاز خلد از اطلس

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران