صافی سریرت
مترادفها
پاکنهاد، پاکدمنش
متضادها
پلید، ناپاک، بدذات
لغت نامه دهخدا
صافی سریرت. [ س َ ری رَ ] ( ص مرکب ) صافی ضمیر. صافی طینت. پاک نهاد. رجوع به صافی ضمیر شود.
فرهنگ فارسی
صافی ضمیر صافی طینت
پاکنهاد، پاکدمنش
پلید، ناپاک، بدذات
صافی سریرت. [ س َ ری رَ ] ( ص مرکب ) صافی ضمیر. صافی طینت. پاک نهاد. رجوع به صافی ضمیر شود.
صافی ضمیر صافی طینت