واژه «شکم گرفتن» در زبان فارسی کهن یک ترکیب فعلی است که معنای اصلی آن «بسته شدن شکم» یا «یبوست و عدم کارکرد طبیعی دستگاه گوارش» ذکر شده است که در منابعی مانند لغتنامه دهخدا به آن اشاره شده است. این واژه در معنای دیگر، به حالتی از شدت خنده نیز اطلاق میشود که در آن فرد بهقدری میخندد که دست بر شکم خود میگذارد یا شکم او منقبض میشود. در متون ادبی فارسی، این تعبیر بیشتر بهصورت تصویری و کنایی برای بیان شدت خنده یا تأثر به کار رفته است. شاعران کلاسیک از این ترکیب برای خلق تصاویر ادبی زنده و اغراقآمیز استفاده کردهاند. در این کاربرد، «شکم گرفتن» نوعی حالت جسمی ناشی از واکنش شدید عاطفی را نشان میدهد. از نظر زبانی، این ترکیب از دو جزء «شکم» و «گرفتن» تشکیل شده که در کنار هم معنایی کنایی و چندلایه پیدا کردهاند. امروزه این واژه در زبان معیار کاربرد ندارد و بیشتر در متون ادبی و تاریخی دیده میشود. در نهایت، «شکم گرفتن» واژهای است که هم به یک وضعیت جسمی مانند یبوست و هم به حالت کنایی شدت خنده در ادبیات فارسی اشاره دارد.
شکم گرفتن
لغت نامه دهخدا
شکم گرفتن. [ ش ِ ک َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بستن شکم. یبوست طبع. || ترجمه عبارت هندی است و این در کلام امیرخسرو بسیار واقع شده بلکه اکثر است. ( آنندراج ). دست بر شکم نهادن از کثرت خنده:
چو سبزه خویش ار خط تو خواند جای آن باشد
که گل از خنده بر خاک افتد و غنچه شکم گیرد.امیرخسرو ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بستن شکم دست بر شکم نهادن از شدت خنده.