لغت نامه دهخدا
شبان هنگام. [ ش َ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب، ق مرکب ) هنگام شب. شب هنگام. عشیات. ( مقدمه التفهیم ص قسط ).
شبان هنگام. [ ش َ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب، ق مرکب ) هنگام شب. شب هنگام. عشیات. ( مقدمه التفهیم ص قسط ).
شبها عشیات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مراسم نوروز خوانی در ماه پایانی زمستان و در آستانه عید نوروز شبانان و چوپانان مناطق ییلاقی شب هنگام با کوبیدن درب منازل آغاز بهار و پایان زمستان را بشارت میدهند. علاوه برآن با تکان دادن زنگوله و ایجاد سر و صدا وارد محلات میشوند و با آهنگ و آوایی ویژه شعر میخوانند و از صاحب خانه مژدگانی طلب میکنند. زنان کدبانو مژدگانی دادن را نیک پنداشته و از شگونهای خوب میدانند. در برخی از اوقات نوروزی خوان یک کیسه کوچک را به سر یک طناب کوتاه میبندند و آن را به داخل منازل انداخته و صاحب خانه پس از پرکردن کیسه از پول یا شیرینی، تخم مرغ، قند، چای و آن را به نوروزیخوان برمیگرداند.
💡 همچنین شباهتهایی میان جزئیات بعضی داستانهای مربوط به کودکی کوروش با داستانهای دیگر ایرانی دیده میشود: داستان خوابی که حاکی از برافتادن سلسلهای و روی کار آمدن سلسله دیگر است (داستان ضحاک، افراسیاب، اردشیر)، دستور کشتن کودک نوزاد که به اجرا در نمیآید (داستان کیخسرو)، سر راه یا بر آب نهادن کودک (داستان کیقباد، دارا)، پروروش کوروش در میان شبانها یا مردمهایی از این قبیل (داستان فریدون، کیخسرو، دارا، اردشیر)، دایگی کوتک توسط یک حیوان (داستان فریدون، زال) و ظهور آثار بزرگی و هوشمندی کودک در هنگام بازی و ورزش (داستان کیخسرو و اردشیر و شاپور).