لغت نامه دهخدا
شب یوزه. [ ش َ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) شب پره را گویند که مرغ عیسی باشد. ( برهان قاطع ). رجوع به شبیازه شود.
شب یوزه. [ ش َ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) شب پره را گویند که مرغ عیسی باشد. ( برهان قاطع ). رجوع به شبیازه شود.
شب پره را گویند که مرغ عیسی باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست در یوزه دیدار، گدایی صائب از نظربازی اگر در بدر افتم چه شود؟
💡 گوش خود را کاسه در یوزه تحسین کند هر تهیمغزی که باشد عاشق گفتار خویش
💡 گر کوزه تن سفال در یوزه شود از حکمت حق دگر همان کوزه شود
💡 هزاران شکر کز دلهای غمناک غمی در یوزه دردی وام کردیم
💡 این جواهر ز نثار کرمش برچیدم تا نگویند بدر یوزه عمان رفتم
💡 ازنعمت دیوار محال است شود سیر چشمی که شد از کاسه در یوزه گداتر