شاخ بر دیوار

لغت نامه دهخدا

شاخ بر دیوار. [ ب َ دی ] ( ص مرکب ) کنایه از مردمان پیش خود برپا و زعمی و گردنکش باشد. ( برهان قاطع ). شاخ به دیوار. ( آنندراج ):
فردا کندت زمانه پامال چو خاک
امروز اگر چه شاخ بر دیواری.ظهوری ( از انجمن آرا ).باغبان چمن بود دلگیر
از درختان شاخ بر دیوار.سلیم ( از آنندراج ).و رجوع به شاخ بدیوار شود.

فرهنگ عمید

مغرور و گردنکش: فردا کندت زمانه پامال چو خاک / امروز اگر چه شاخ بردیواری (ظهوری: لغت نامه: شاخ بردیوار ).

فرهنگ فارسی

کنایه از مردمان پیش خود بر پا و زعمی و گردنکش باشد.

جمله سازی با شاخ بر دیوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فشانده باد شکوفه ز شاخ بر لاله چو در عقیق نشانیده لؤلؤ شهوار

💡 ایزد بوریستنس بر روی سکه‌های اولبیا با چهره معمول یک ایزد رودخانه‌ای ریشدار و دارای شاخ بر پیشانی ترسیم می‌شده است.

💡 ور چنانست مرادت که درخت قدرت شاخ بر سدره رساند ز زمین بیخ برآر

💡 کسی کو چون خزان از شاخ بر می مند درّاعه بزر پاشی کنون همدست باد مهرگان آمد

💡 باغ خندان شده چون خلق خوش ختم رسل بر سر شاخ بر افروخته هر سو رخ گل

💡 گر صبا از کف دست تو وزد همچو بهار درم‌افشان دمد از شاخ برون دست چنار